تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب حکایات
از حكیم فرزانه اى پرسیدند: با اینكه خداوند چندین درخت مشهور و بارور آفریده است ، مردم هیچ كدام از آنها را به عنوان ((آزاد)) یاد نكنند، مگر درخت ((سرو)) را با اینكه این درخت میوه ندارد، حكمت چیست كه تنها این درخت را آزاده خوانند و از او به نیكى یاد نمایند؟!
به آنچه مى گذرد دل منه كه دجله بسى
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت ز دست برآید، چو نخل باش كریم
ورت ز دست نیاید، چو سرو باش آزاد
پایان این كتاب را با قسمت پایانى گلستان سعدى ، تغییر در عبارت پردازى ، زینب مى دهیم كه گوید:
((غالب گفتار سعدى ، طرب انگیز است و طیبت آمیز...بر راءى روشن صاحبدلان كه روى سخن در ایشان است ، پوشیده نماند كه در موعظه هاى شافى را در سلك عبارت كشیده است و داروى تلخ نصیحت ، به شهد ظرافت برآمیخته تا طبع ملول ایشان ، از دولت قبول ، محروم نماند.))
الحمد لله رب العالمین
ما نصیحت به جاى خود كردیم
روزگارى در این به سر بردیم
گر نیاید به گوش رغبت كس
بر رسولان پیام باشد و بس
به امید بهروزى و پیروزى و سرانجام نیك



طبقه بندی: حکایات، 

تاریخ : شنبه ششم فروردینماه سال 1390 | ساعت 15 و 24 دقیقه و 42 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
از سیاه گوش پرسیدند: ((چرا همواره با شیر ملازمت مى كنى ؟ ))
در پاسخ گفت : ((تا از باقیمانده شكارش بخورد و در پناه شجاعت او، از گزند دشمنان محفوظ بمانم . ))
به او گفتند: ((اكنون كه زیر سایه حمایت شیر هستى و شكرانه این نعمت را بجا مى آورى ، چرا نزدیك شیر نمى روى تا تو را از افراد خاص خود گرداند و تو را از بندگان مخلص بشمرد؟))
سیه گوش پاسخ داد: ((هنوز از حمله او خود را ایمن نمى بینم ؟ ))
اگر صد سال گبر آتش فروزد
اگر یك دم در او افتد بسوزد
آن كس كه ندیم (همدم ) شاه است ، گاه ممكن است به بهترین زندگى از امكانات و پول دست یابد، و گاه سرش در این راه برود، چنانكه حكیمان گفته اند: از دگرگونى طبع پادشاهان برحذر باش كه گاهى به خاطر یك سلام برنجند و گاهى در برابر دشنامى جایزه بدهند، از این رو گفته اند: ((ظرافت بسیار كردن هنر ندیمان است و عیب حكیمان .))
تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار
بازى و ظرافت به ندیمان بگذار



طبقه بندی: حکایات، 

تاریخ : شنبه ششم فروردینماه سال 1390 | ساعت 15 و 02 دقیقه و 32 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
پادشاهى ، یكى از وزیران را از وزارت بركنار نمود. او از مقام و ریاست دور گردید و به مجلس ((پارسایان )) راه یافت و در كنار آنها به زندگى ادامه داد.بركت همنشینى با آنها به او روحیه عالى و آرامش خاطر بخشید. مدتى از این ماجرا گذشت ، راءى پادشاه درباره وزیر عوض شد و او را طلبید و به او احترام نمود. مقام دیوان عالى كشور را به او سپرد، ولى او آن مقام را نپذیرفت و گفت : ((گوشه گیرى در نزد خردمندان بهتر از نگرانى از سرانجام كار و مقام است .))
آنان كه كنج عافیت بنشستند
دندان سگ و دهان مردم بستند
كاغذ بدریدند و قلم بشكستند
وز دست و زبان حرف گیران  رستند
پادشاهى گفت : ((ما به انسان خردمند كاملى كه لیاقت تدبیر و اداره كشور را داشته باشد نیاز داریم . ))
وزیر بر كنارشده گفت : ((اى شاه ! نشانه خردمند كامل آن است كه هرگز خود را به این كارها (ى آلوده به ظلم شاه ) نیالاید.))
هماى  بر همه مرغان از آن شرف دارد
كه استخوان خورد و جانور نیازارد



طبقه بندی: حکایات، 

تاریخ : شنبه ششم فروردینماه سال 1390 | ساعت 15 و 01 دقیقه و 27 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
پادشاهى ، یكى از وزیران را از وزارت بركنار نمود. او از مقام و ریاست دور گردید و به مجلس ((پارسایان )) راه یافت و در كنار آنها به زندگى ادامه داد.بركت همنشینى با آنها به او روحیه عالى و آرامش خاطر بخشید. مدتى از این ماجرا گذشت ، راءى پادشاه درباره وزیر عوض شد و او را طلبید و به او احترام نمود. مقام دیوان عالى كشور را به او سپرد، ولى او آن مقام را نپذیرفت و گفت : ((گوشه گیرى در نزد خردمندان بهتر از نگرانى از سرانجام كار و مقام است .))
آنان كه كنج عافیت بنشستند
دندان سگ و دهان مردم بستند
كاغذ بدریدند و قلم بشكستند
وز دست و زبان حرف گیران  رستند
پادشاهى گفت : ((ما به انسان خردمند كاملى كه لیاقت تدبیر و اداره كشور را داشته باشد نیاز داریم . ))
وزیر بر كنارشده گفت : ((اى شاه ! نشانه خردمند كامل آن است كه هرگز خود را به این كارها (ى آلوده به ظلم شاه ) نیالاید.))
هماى  بر همه مرغان از آن شرف دارد
كه استخوان خورد و جانور نیازارد



طبقه بندی: حکایات، 

تاریخ : شنبه ششم فروردینماه سال 1390 | ساعت 14 و 55 دقیقه و 21 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
تعداد کل صفحات : 13 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.