تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب اردیبهشت 1395

جستجو

آمار بازدید

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ

شهر فرنگ




اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک  اکانت ما در اینستاگرام  اکانت ما در توییتر



یکی از رفیقام ازم پرسید چیکاره شم؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفتم با پتانسیلی که عمه ات داره استاد دانشگاه شو
نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1395 ساعت ساعت 01 و 27 دقیقه و 26 ثانیه توسط : ...  | دسته :
  •    [ نظرات ]

  • كسی چه می داند

    شاید همین لحظه

    زنی

    برای مرد سیاست مدارش می رقصد

    با پیانو می زند

    و آواز می خواند

    و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد

    کسی چه می داند

    شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلر

    به خاک و خون کشیدن دنیا بود

    کسی سر از کار زن ها در نمی آورد

    با سکوتشان شعر می خوانند

    با لب هایشان قطع نامه صادر می کنند

    با موهاشان جنگ می طلبند

    با چشم هاشان صلح

    کسی چه می داند

    شاید آخرین بازمانده ی دنیا

    زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد...!

    نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشتماه سال 1395 ساعت ساعت 12 و 28 دقیقه و 00 ثانیه توسط : ...  | دسته :
  •    [ نظرات ]

  • مردم جمعه را نفرین میکنند

    از کسل کنندگی اش می نالند

    بخند

    تا بدانند جمعه و شنبه ندارد

    کار, کار خنده های توست

    که نباشند

    جمعه را از روزهای هفته جدا میکنند

    نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشتماه سال 1395 ساعت ساعت 12 و 56 دقیقه و 00 ثانیه توسط : ...  | دسته :
  •    [ نظرات ]

  • دوش

    اختراع غمگین‌ترین انسان خوشبخت جهان بود

    وقتی بازوانی نداشت برای در آغوش گرفتن

    و زانویی برای زیر سر گذاشتن

    و شانه‌ای برای اشک ریختن

    وقتی همه فکر می‌کردند او خوشبخت‌ترین انسان روی زمین است

    به دوش پناه برد

    و ساعت‌ها بدون اینکه کسی بفهمد زیر سایه‌اش بارید

    حالا

    ما از نسل همان انسان خوشبخت جهانیم

    و

    مدت زیادی ست

    که هر شب دوش می‌گیریم...

    نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشتماه سال 1395 ساعت ساعت 15 و 39 دقیقه و 00 ثانیه توسط : ...  | دسته :
  •    [ نظرات ]