تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب فروردین 1393
چند روز پیش بود ؛ كنار خودپرداز بانك ،مردی 40ساله كه در میان صحبتهایش متوجه شدم ،جانباز جنگ بوده ،میگفت :"میگن اگر انتخابات بشه ،یه آدم دیگه‌ای بیاد ،این یارانه ها رو حذف میكنن ،و همه چی برمیگرده سرجای اولش ،خداكنه زودتر تموم بشه "،"فقط خداست كه میتونه كمك‌مون كنه"

**دیروز نسرین ستوده به مرخصی آمد ،بهاره هدایت هم ،نازنین دیهیمی هم آزاد  شد ؛در فیس بوك،پلاس فوبلاگ‌ها نوشتند :"كاش زودتر روزی بیاید كه همه زندانی‌ها كنار خانواده‌هایشان برگردند "؛"خدایا برای تو كه كاری ندارد دیگران را هم برگردان"

***یكی از دوستان چند وقتی است خیلی از خانواده اش گلایه میكند ،آنچه كه میگوید حكایت مرغی است با بالهای بزرگ وتیز كه درون قفسی كوچك و زنگیده اسیر است ؛امشب نوشت:"نباید دیگه اینها رو بالای سرم بذارم ،باید زودتر فضای زندگی‌ام رو عوض كنم ."، اما انگار از دستم برنمی‌اد كه كاری كنم.خدا ،تو كمكم كن"

*

*

*

جاده‌ای در برابرمان قرار دارد،كه آینده اش مبهم و تاریك است ،در برابر این تاریكی دو فرآیند نقش مسكن را ایفا می‌كنند ،اولی" امید به فردایی روشن "و دومی "متوسل شدن به نیروی الهی ،به نیروی قدرتمندی كه فراتر از عقل زمینی است و بطور ماورالطبیعی عمل میكند . "

امید ،همواره روغن اتومبیل زندگی بوده ؛و متوسل شدن به نیروی ماورالطبیعی بویژه خالق جهان مایه آرامش و سكون برای آدمیان .

اما در جهان مدرنی كه مسائل بیش از پیش با برنامه ریزی های میلیمتری و متكی بودن به قدرت و عقل انسانی صورت می‌گیرد ؛پررنگ شدن "امید به آینده ای كه هیچ اثری از آن دیده نمی‌شود ولی باید منتظر آمدنش بود" و "تقاضای مساعدت و گاهی معجزه از سوی پروردگار" نشان از تهی شدن مفهوم اعتماد و اطمینان است .

ازسویی مسئولین و واعظان هر روز مردم را به صبر،وحدت و همدلی بیشتر دعوت می‌كنند.

فراگیری عدم اطمینان را نیز میتوان از شخصی‌ترین و خصوصی‌ترین نهاد‌های اجتماعی مانند خانواده تا حوزه مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی دنبال كرد. حال باید به سؤالی اندیشید ؛تا چه زمان و چگونه افراد به آینده‌ای مبهم و در نوسان دلگرم خواهند ماند ؟چگونه باید زمینه وحدت و دلسوزی برای هم نوعان را در جهانی كه هر روز بیشتر از دیروز جامه "هركس گلیم خود را از آب بیرون بكشد" می‌پوشد ،ایجاد كرد؟




طبقه بندی: سایر، 

تاریخ : جمعه هشتم فروردینماه سال 1393 | ساعت 17 و 11 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت: "من خسته ام و دیگه دیر وقته، میرم که بخوابم".
مامان بلند شد، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد، سپس ظرف ها را شست، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد، قفسه ها را مرتب کرد، شکرپاش را پرکرد، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پر کرد. بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت. اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت. 
بعد ایستاد و خمیازه ای کشید، کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت. بعد کارت تبرکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت، آدرس را روی آن نوشت و تمبر چسباند؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هر دو را در نزدیکی کیف خود قرارداد. سپس دندان هایش رامسواک زد.

باباگفت: "فکرکردم گفتی داری میری بخوابی" 

و مامان گفت: "درست شنیدی دارم میرم."

سپس چراغ حیاط را روشن کرد و درها را بست. پس از آن به تک تک بچه ها سر زد، چراغ ها را خاموش کرد، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت، جوراب های کثیف را در سبد انداخت، با یکی از بچه ها که هنوز بیدار بود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد، ساعت را برای صبح کوک کرد، لباس های شسته را پهن کرد، جا کفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد، اضافه کرد. سپس به دعا و نیایش نشست.

در همان موقع بابا تلویزیون را خاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: "من میرم بخوابم" و بدون توجه به هیچ چیز دیگری، دقیقاً همین کار را انجام داد!



طبقه بندی: داستان، 

تاریخ : دوشنبه چهارم فروردینماه سال 1393 | ساعت 12 و 11 دقیقه و 58 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
خوش ان دمی که بهاران قرارمان باشد
ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد
عیدتان مبارک...


تاریخ : جمعه یکم فروردینماه سال 1393 | ساعت 23 و 10 دقیقه و 32 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.