تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب بهمن 1389

لحظه ی به تـو رسیـدن یه تـولد دوبـاره س


                      شهرچشم تورو داشتن یه غروب پرستاره س


                      خواستن دستــای گرمت مث ماجرا می مونه


 

برق المــاسای چشــمت مث کیمیا می مونه


 

اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگه تازه


 

اسم من کنار اسمت قصرخوشبختی می سازه


 

زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد


 

می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد


 

بــا تـو غم رنگی نـداره زندگی شهر فرنگه


 

از تو قلعه ی نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه


 

سهم هرکسی که باشی خوش بحال روزگارش


 




طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمنماه سال 1389 | ساعت 15 و 51 دقیقه و 54 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات

امشب از لطف به دلداری ما آمده ای


خوش قدم باش که بسیار به جا آمده ای


چه عجب یاد حریفان پریشان کردی


لطف کردی که بیاد فقرا آمده ای


تو که در خواب هم از آمدنت بود دریغ


در شگفتم که به ناگاه چرا آمده ای


سر مهر آمدی از سر مگر ای ترک خطا


یا خطا کردی و ره را به خطا آمده ای


گفته بودی شبی از حالت من می پرسی


شاید اندر پی وعده به وفا آمده ای


شب وصل گله از دوست دلا یاوه مگو


بخت بد باز تو امشب به صدا آمده ای


کاخ شه را به پشیزی نخرد کلبه ما


تا تو ای شاه به دیدار گدا آمده ای


سر به پای تو فشانم که صفا آوردی


تا به دیداری این بی سر و پا آمده ای




طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمنماه سال 1389 | ساعت 15 و 49 دقیقه و 57 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات

دست های التماسم را فشرد


رفت واحساس مرا با خود نبرد


یاد تو هر شب صدایم می کند


در حریم شب رهایم می کند


تو سکوت مبهم آیینه ای


در غم دیرینه ، در آیینه ای


تو چه هستی؟ لطف بی پایان عشق


یاور شب های بی پایان عشق


من به پای عشق تو فانی شدم


طرحی از اندوه و ویرانی شدم


سردی رخسار زردم را ببین


این گل پژمرده از غم را بچین




طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمنماه سال 1389 | ساعت 15 و 37 دقیقه و 47 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌‌دونن،
منم می‌‌دونم،
عید نوروزه.



ارباب خودم سلام علیکم،
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟



بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره


طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 | ساعت 21 و 50 دقیقه و 48 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
تعداد کل صفحات : 44 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.